ذوق

فرناز:

روبروی پرچم سه رنگ ایران روی تخت لم دادم و نسیم ملایمی هم گونه ام را نوازش میده. از پنجره منظره خونه های اطراف و درختهای خیابون دیده میشه. فکر میکنم دیروز این موقع کجا بودم؟! سوار هواپیما. روی آسمون کانادا و به سمت تورنتو. جام کنار پنجره بود و از تماشای آسمون و ابرها و خیابونها و ماشینها از اون بالا لذت میبردم. دیروز احساس کردم که خیلی خوش بختم. به خاطر اینکه زنده ام و میتونم از زندگیم لذت ببرم. به خاطر اینکه خانواده ای دارم که با وجود برخی اختلاف سلیقه ها دوستشون دارم. هر چند که فعلا در محضر یکیشون بیشتر نیستم. اما مهم اینه که تک تکشون توی قلبم جا دارند.
پ.ن. دیشب تو فرودگاه ما دو تا کلی ذوق زدیم. به امید اینکه به زودی 5 تایی دور هم باشیم و ذوق بزنی. آمین یا رب العالمین.

/ 3 نظر / 6 بازدید
فرنوش

[بغل][بغل] میدونم جام اونجا کلی خالیه ... دلم واسه هر دوتاتون خیلی تنگ شده ... دوستون دارم گره گوریا!

نازنین

خوب پس به سلامتی رسیدی...اذیتت که نکردن دم مرز؟

نازنین

اوووپس ساری! کامنت قبلی ماله فرناز بود! یهو فکر کردم اینجا وبلاگ فرنازه! می تونین پابلیشش نکنین...