اولویت

یک مطلبی می‌خوام بنویسم امشب اینجا که هم مخاطب خاص داره و هم مخاطب عام در بین خوانندگان این وبلاگ. مخاطبان خاص وبلاگ دخترخانمهایی هستند که در کشورهای غربی زندگی می‌کنند و چالش مطرح در ادامه مطلب رو حس کرده‌اند و مخاطبان عام یادداشت هم بقیه دوستان و این بنده که در حال قربانی‌کردن موارد مشابهی در پای اهدافمان هستیم. چند وقتی هست که یک بحثی ذهن خودم رو مشغول کرده و گاه و بیگاه نمونه‌های عینی دنیای بیرونی به این دغدغه ذهنی دامن می‌زنه. پرسش اصلی این است که اولویت با چیست؟ ما در انتخابمان به چیز بهای بیشتری بدهیم و چطور بین اضداد جمع ببندیم؟ مثال عینی که الان دیدم و انگیزه نوشتن این مطلب شد مصاحبه‌ای است از خانم فراهانی که گفته «نمی‌خواهم فرصت بازیگری را از دست بدهم.». ایشان پس از بازی در یکی از فیلمهای مهم این روزهای هالیوود به آمریکا آمده و بدون حجاب در مقابل دوربین عکاسان ظاهر شده و اظهار داشته که تمایلی به بازگشت به ایران در حال حاضر نداره. در واقع ایشان به سوال بالا این جواب را داده : «اولویت من با کارم است.» عملکردی هم که ایشان نشان داده منطبق با همین هدف است. اینجا که خانم هنرپیشه محجبه نمی‌خواهند. پس حجاب را هم بی‌خیال. اشکالی هم از نظر بنده ندارد. این انتخابی کاملا شخصی است و بسیار احمقانه است که دیدم عده‌ای معترضند که بله ایشان به عنوان نماینده فرهنگ ایران باید حفظ حجاب می‌کرد. حال سوالم را دقیق‌تر مطرح می‌کنم: در انتخاب اولویتها نقش محدودیتها چیست؟ تکلیف ارزشهای فردی و اجتماعی چه می‌شود؟ مرز پیشروی در رسیدن به اولویتهای انتخابی را توان ما تعیین می‌کند یا محدودیتهای بیرونی؟ بهایی که می‌پردازیم تا به یکی از اولویتها برسیم سنگین‌تر از مجموع هزینه‌های نرسیدن به سایر اولویتها نیست؟ به نوبه خودم امیدوارم خانم فراهانی بتواند محکم به این پرسشها در ذهن خودش جواب بدهد و بگوید ارزشش را داشت که ایران و بازار سینمای آن و خانواده و دوستان را رها کند و خودش را مثل غربی‌ها کند تا بتواند به اوج موفقیت حرفه‌ای که به واقع همراهی با بزرگان سینمای آمریکاست برسد.

/ 8 نظر / 6 بازدید
كويريات

من یه فکر بی ربط کردم! احتمال خیلی زیاد اینکه خانم گلشیفته فراهانی به قول شما خودش رو شکل غربی ها کرده واسش خیلی زحمتی نبوده... منظورم اینه که توی خودش احتمالاً تغییری نداده. منظورم اینه که اساساً حجاب داشتن واسش مسئله ای نبوده. و فقط می مانده انتخاب بین ایران موندن و اونجا کار کردن یا تو بقیه دنیا کار کردن که خوب نتیجه انتخابشون معلومه... کاری هم به درست و غلطش ندارم. اما اینکه آدم چقدر باید هزینه کنه تا به یک خواسته اش یا مجموعه خواسته های غیر موازی با چیزی که بوده برسه سوالی ه که واسه هر کس جواب شخصی داره. آدم به نظرم باید تعریف درستی از خودش و باورهاش داشته باشه و تنهایی فکر کنه و تصمیم بگیره. ولی در مورد حجاب که من هنوزم باهاش مشکلات اساسی دارم و با خودم و باورهام کنار نیومدم واقعاً به نظرم خیلی تصمیم گیری سخت است وقتی اعتقادی به اش وجود داره و به هزار دلیل آدم بخواد واسه خودش کمرنگ تراز اونی که برایش بوده بکندش!

بنفشه

الهه راست می گه اون کلا حجاب نداشته پس باورهاش رو زیر پا نذاشته...برای دیدن خانواده اش هم احتمالا مشکلی نخواهد داشت چون هم اونا می تونن راحت رفت و آمد کنن و هم احتمالا مشکلی هم برای رفتن موقت به ایران نخواهد داشت...اما می مونه سینمای ایران که لابد نفع شخصیشو در نظر گرفته(که حق هم داشته) و تصمیم گرفته اینجا بازیگری کنه. مگه ما نفع شخصیمونو در نظر نگرفتم و نیمدیم اینجا درس بخونیم و احتمالا باز هم فقط به خودمون فکر حواهیم کرد نه جامعه ی علمی کشورمون و اینجا خواهیم موند. به نظرم هیچ ایرادی به گلشیفته وارد نیست.

بنفشه

دیگه اینکه وقتی کلا به حجاب اعتقاد نداشته چرا باید برای چیزی که بهش اعتقاد نداره برای کشورش نمایندگی می کرده...

Ba 2 nazare zir kamelan moafegham be alave eenke fekr mikonam har ensani ba tavajjoh be meyar ha va arzeshhayee ke dare ke lozooman ba meyarha va arzeshhaye pazirofte shode tavassote aksariat momkene montabegh nabashe bayad tasmim begire... chizi ke man shadidan behesh eteghad daram eene ke age dar tasmim giri hesse ghorbani boodan ya ghorbani shodan be adam dast bede be hich vajh nabayad be oon tasmim amal kone...... Khashme khoodahah va nakhoodahahe hasele chenin tasmimi zendegi shakhs ro tabah mikone

دوست من

خانم فراهانی هیچ موقع حجاب را به عنوان اعتقاد نداشته بلکه برای زندگی در ایران و حفظ کارش روسری داشته پارسال همین موقع ایشون رو در هتل مینا سلام دبی دیدم که تقریبا نیمه لخت بود و یک آقای میان سال ایرانی هم همراه او بود چون من حجاب ایرانی داشتم و تصادفآ در مقابل هم قرار گرفته بودیم ایشون سلام کرد و حال و احوال کرد هنر پیشه ها خیلی راحت می تونن به گونه های متفاوت در شرایط مختلف زندگی کنند در ضمن اینکه اگه هیچ علاقه ای به موقعییت خود نداشته باشند

Age interview onlineshoo bebinin, be nazare man lebasesh nesbat be lebashaye rayej dar miane aksariate gheshre javane emroozi iran ( albate na dar malae aam) pooshideh hast. az nazare pooshidegi ke aslan ghabele moghayese ba honarpishehaye Hollywood nist! ba yek ghoroor va eftekhare tahsin bar angizi raje be middle east sohbat kard ke vaghean keif kardam. Be nazare man ke ta eenjash namayandeye khoobi baraye Irani ha boode, agar che shayad begim zaheresh shabihe zahere zanane irani nist, vali mage een zahere feli rayej dar iran ro hame khoodeshoon entekhab kardan!!!!

من

من هم امیدوارم که تو ایران نریزن دخل پدر بیچارشو در بیارن! ایرانه دیگه... دیدی به خاطر این کارش اگه دستشون بهش نرسه...[نیشخند]

فرنوش

آدم همیشه مجبوره به خاطر چیزی که بیشتر دوست داره چیزی که دوست داره رو فدا کنه.دنیاست دیگه به ساز ما نمی رقصه .ما باید باهاش خوش رقصی کنیم!!! ... خیلی باید بالا و پایین کرده باشه و ریسک پذیریه بالایی هم میخواد ... کاری که دقیقا خودتون کردین ...