رفت و آمد

ماه رمضان اینجاست. دوباره. اینبار هم به همراه امید. امیدی که خدای خالق بندگان ناشکرش رو ببخشه به واسطه عبادتهای این ماه. امیدی که نباید ناامید بشه چون خود خدا گفته. از اون طرف به طور خاص و برای بنده این آمدن ماه رمضان همراه شد با یک رفتن. خواهرم بعد از سه هفته برگشت کانادا و امروز صبح توی فرودگاه باهاش خداحافظی کردم. اه که چقدر این خداحافظی‌ها هم بد هستند. اینقدر تلخند که انگار همه شیرینی آمدن‌ها و سلام‌ها و تجدید خاطره‌ها رو با خودشون می‌برند. خلاصه که امروز هم کامم خشک هست و هم تلخ!

/ 4 نظر / 3 بازدید
دوست من

انشالا که جاش تو دنیا محکم و گرم باشه و بسلامت برسه میدونی خدا حافظی یک امید دلنشینی به همراه داره به خاطر اینکه بعد از اون به یک دیدار مجدد نزدیک میشی بیاد یک صحبتی از دوست مرحومی افتادم که بد نیست برات بگم همیشه این بنده خدا که یک روحانی شوخ طبعی بود از ماه رمضون می نالید ! وقتی بهش خبر میدادند که عید فطر رسید ناراحت می شد ! میگفت ای داد بی داد به رمضان سال آینده یک روز نزدیک تر شدیم[لبخند] همین بنده خدا به آدمهای پر چونه هم میگفت این طرف به اندازه ی یک ماه رمضون حرف داره ! آقا کامران التماس دعا مثه اینکه یه ماه رمضون کامنت نوشتم ببخشید[گل]

بهار

کلی وقت بود که نیومده بودم اینجا! سلام! چه قدرم وبلاگ نویسی دوستان کساد شده.خوبه که هستید و هنوز مثل همیشه[لبخند]........ جدایی از عزیز خیلی بده و تلخ.انشالا روزی برسه که دوباره همو ببینید[لبخند]..........التماس دعا داریم در این روزهای عزیز

كويريات

انشالله که زودی این دفعه شما برین پیشش خوبه نزدیکین که... مشکلی نیست[نیشخند] و کلی هم ماه رمضون تون مبارک و یه عالم التماس دعا

19.75

وای بابایی الان 2 تا پست جدیدتون و خوندم. بخاطر حجاب که ماشا ... همه جای دنیا همینه چه داخل چه خارج .چون الان تو خیابون ها ی ایرا ن هم هر کسی که حجاب داشته باشه بیشتر محور توجه آدماس بسکه کم هست. اما خداحافظی فامیلی . نمی دونم چی بگم اما یاد این سه هفته باشد که بهد از مدت ها با هم بودین .پس خدارو شکر. این ماه رمضونم که خیلی عزیز ه . راستی نتیجه اینکه بابایی ما بریم مالزی درس بخونیم خیلی بهتر ه نه؟[نیشخند]