حاشیه‌ای بر یادداشت استاد

استاد پیمان مطلبی نوشته در وبلاگش در مورد دوستی‌های دخترهاو پسرهایی که بعد از ۴-٣ سال به‌هم می‌خوره و یا ازدواجهایی که خیلی زود منجر به طلاق می‌شه. بعد هم طبق روال مالوف ایشون همه رو به یک چوب رانده‌اند و فرموده‌اند که اگر مقداری صبوری کنید بهتر است. عرض بنده در این یادداشت الزاما پاسخ به ایشان نیست چرا که فرموده‌اند که تجربه دوستی‌های همراه با دشواری را نداشته‌اند و اصولا گرفتاری‌های این افراد را از نزدیک لمس نکرده‌اند. صاحب این قلم هم چنین تجربه‌ای ندارد و لذا قادر به بررسی همه‌جانبه آن نیست. در این یادداشت می‌خواهم به نکته‌ای اشاره کنم که از چشم تیزبین استاد افتاده است. آن هم نحوه آغاز این آشنایی‌ها و دوستی‌ها و نهایتا ازدواجهاست. عرض بنده این است که اگر با فردی از طریق چت آشنا شویم و تحلیل ما از شخصیت ایشان محدود به رفتارهایش در کافی‌شاپ و پارک و سینما باشد و ملاک ما از آینده‌دار بودن روابط محدود به تمکن مالی آقا پسر در زمینه تامین مسکن شود و ملاک آقا پسرها در انتخاب دوست مونث محدود به نسبت قد به وزن و شغل پدر دختر باشد دیگر چه توقعی است؟ حالا این وسط چند مورد هم به واسطه تفاهم اخلاقی و شباهت پایگاه اجتماعی ختم به خیر می‌شود که بنده آنرا به حساب احتمالات می‌گذارم. تا وقتی شروع آشنایی‌ها این باشد و عمق شناختها آن ، آمار طلاق همین خواهد بود که می‌بینیم.

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کامران

این یادداشت چه ربطی به احساسات داره که حالا من تکذیب کنم یا نکنم؟ عرض بنده نحوه‌های آشنایی دخترها و پسرهاست و تازه بعد از این مقطع است که احساسات وارد می‌شه. ضمنا بنده اهل دروغ گفتن نیستم. تهمت بیجا نزنید.

Reza

I think marriage is completely based on Watermelon Theory. End of the story [لبخند]

فرزانه

من نمیگیم با نظر شما صد در صد مخالفم اما موافق هم نیستم -ببنید آدمها تربیت ها و نگاهشون به زندگی خیلی متفاوت هست و بسیار وابسته به شرایطی که توش بزرگ شدن - با این حرفی که شما زدی یا باید ادم با دختر همسایه بغلی ازدواج کنه و یا اینکه امید داشته باشه مامانش یه دختر خوب براش پیدا کنه و یا اینکه یه روز تو خواب خودشو و طرف مقابل رو تو مسجد ببینه بعدش فرداش تو راه مسجد طرف و ببینه.....تو جامعه ما که نه دین این اجازه رو میده( برقراری رابطه عمیق و کنکاش عقاید هم) و نه روابط آدم ها- حتی زن و شوهر ها هم شاید تا آخر عمر همدیگر رو نشناسن چه برسه به روابط سطی الان تو جامعه ی ما

من ٍ دروغین!

آقا رضا منکر تئوری هندوانه نمیشه بود! ... بحث شناسایی هندوانه قبل از اجرای شرط چاقوست!

حسین

آقا شما این سیستم دیت کردن رو توضیح بده ملت ببینن و قضاوت کنن.

نيكو

به نظرتون چه راهی برای آشنایی مناسبه که منجر به این تلخی ها نشه؟ مثلاً كسي باشه كه يه مدتي باهاش آشنا باشي سر كار يا هرجاي ديگه؟ بازم نمي شه؛ چهره حقيقي افراد پشت پرده هاي رنگارنگي قايمه كه تا وقتي دنبال منافعشونن، رو نمي شه و اون لحظه اي كه ديگه نيازي به ادامه نمي بينن يا به منافعشون مي رسن، اين پرده ها كنار مي رن. اين هايي هم كه منجر به جدايي نشدن به اين خاطر بوده كه طرفين هردو منافعشون رو در ادامه رابطه مي بينن و مطمئناً لحظه اي كه يكيشون ديگه نخواد، يا نفعي نبينه، همه چي از هم مي پاشه؛ اونايي خوشبختن كه تا آخرش هم خودشون مي خوان و هم طرفشون. احتمالاً يه خورده دري وري گفتم!! نوشتنم خوب نيست اصلاً.

دوست من

البته در ازواج مشورت و بررسی خانوادگی الزامیست اما حالا که ما در اجتماع می بینیم دختر ها برای پسرهای پول دار دام پهن می کنن و ماشالا آقا پسر ها هم از دم همه مورد هدف قرار میگیرند لیکن خلایق هر چه لایق.........[لبخند]

كوهستان

مشکل اینه که معیار طرفین اون چیزیه که دیگران یا جامعه براشون تعریف میکنه. اگه من خودمو بشناسم بدونم چی برام حیاتیه چی برام درجه دومه اون وقت میفهمم باید دنبال چی بگردم و یا تا کجا میتونم کوتاه بیام کنار بیام و گذشت کنم... و یادمون نره وقتی انتخاب میکنیم به این امید نباشیم که طرفو راضی میکنم یا عوض میشه بدونیم داریم همون رو که جلومون نشسته انتخاب میکنیم بدون هیچ تغییری ...و دختر خانما ببینن اگه طرف ورشکست بشه بازم قابل تحمله؟ و آقایون فکر کنن اگه آب جوش بریزه رو صورت دختره بازم قابل معاشرت هست یا نه؟

19.75

لذت میبرم نظر "دوست من" و می خونم. جناب آقای کامران حق دارن اینا همه سطحی و خسته کننده و گذریه. اما خودمم م در مورد روش درست شناخت و انتخاب خیلی مشکل دارم. یه قلمی بچرخونید و یه مطلب دیگه بنویسید و راه درست و یاد بدید صواب کردید آقا.