فلسفه خلقت بعضیها

امروز سوار مترو شده بودم و داشتم می‌رفتم دانشگاه. ٣-٢ ایستگاه بعد یک چیزی اومد توی مترو که چهارتا چرخ داشت و یه از پشت که نگاه کردم کله یه آدمی اون بالاش بود. مثلا فرض کنید یکی از این صندلی‌های ویژه معلولان که موتور داره منتها نوع ویژه اون. یه چیزی بود شبیه یه ماشین کوچیک که یه صندلی داشت و جلوی صندلی هم یه صفحه‌ای بود که مثلا حالت این میزها رو داشت که توی هواپیما جلوی شماست. حالا می‌دونم نه توصیف بنده دقیق هست و نه قدرت تجسم شما قوی ولی نکته این هست که صاحب این ماشین فقط یه سر بود تقریبا. یعنی بعد هم که ماشینش رو با این دکمه‌های جلوش چرخوند و تونستم از کنار هم ببینمش چیزی به جز یه سر نبود. جدی می‌گم‌ها. نه این که فکر کنید مثلا پاهاش رو یا تنه‌اش رو قایم کرده بود. اصلا چیزی نبود برای قایم کردن. یه سر بود به اندازه طبیعی با دو تا دست به اندازه عروسک و یه تنه شاید ٢٠ سانتی و شاید دو تا زایده شبیه پا اون پایین. حالا برمی‌گردیم به پرسش این یادداشت. فلسفه خلقت این آدم چی بوده؟ این آدم چه حسی داره وقتی ما رو می‌بینه که سرومروگنده داریم راه‌ می‌ریم و به همه چیز ایراد می‌گیریم؟

/ 5 نظر / 4 بازدید
فرناز

واقعا آدم این طور آدما را که میبینه تازه یادش میاد که چقدر ناشکره[ناراحت]

19.75

جالبتر اینکه یه آقایی تو استرالیا هست که اونم فقط سر داره و از مادر زاد به این صورت بود که یه جعبه فرض کن که یه سر روش باشه و اونو بغل می کنند و حملش می کنند و جز فکر کردن کاری نمی تونه بوکنه چون نه دست داره و نه پا و نه یه زایده جای اونا. جالبتر این که این آدم مغر کامپیوتره و تو سخنرانی ها می زارنش روی میز . دلم به حال خود سالمم می سوزه[ناراحت]

حسین

آقا دلیلش هر چی هست این نیست که ما شاکر باشیم. یعنی خدا یکی رو بدبخت میکنه که ما شاکر بشیم؟ نه بابا این جواب نمیده

من دروغین

شاید اون آدم از تو خیلی محبوب تر باشه نزد خدا ... هیچ وقت دوست ندارم از این نگاه تو به دنیا نگاه کنم ...

دوست من

خدا کنه در هر حالی هستیم راضی باشیم چون خداوند با عشق تمام موجودات را آفریده و عاشقانه خلق کرده و هر خلقتی حکمتی داره شکر در هر حال آسایش به همراه داره همه مخلوقات خدا با خدا شادند و بی خدا بی همه چیزند حالا فرقی نداره چه شکلی باشی اهل دل باشی و خدا شناس !