همه‌جا قرمزته
ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱۱ 

پرسپولیسی بودن من دیگه کم کم جدی شده بود. استانکو و مهندس عابدینی که اومدن دیگه می‌رفتیم با پیمان و رضا بیاتی سر تمرین تو کارگران ببینیم قبل مسابقه چی رو تمرین می‌کنن و بعد چقدر تو مسابقه اجراش می‌کنن! هیچ وقت یادم نمی‌ره بازی با آلیمای قزاقستان رو که ۰-۳ اونجا باخته بودیم و حالا تو تهرون باید می‌بردیم. ۷۰هزار نفر خفه کردیم خودمون رو و پرسپولیس ۵-۰ برد بازی رو. علی بی‌همتا پرید بغل من بعد گل پنجم. دوتایی داشتیم پرت می‌شدیم پایین! یادش بخیر. اینقدر پرسپولیسی شده بودیم که وسط سرما رفتیم استادیوم بازی با ملوان! برف می‌اومد خفن. سیستم توپ قرمز و این حرفا بود. رضا می‌گفت شب که برگشتم خونه مهمون داشتیم. سر شام تلویزیون بازی رو که نشون داد یکی از مهمونا گفت: این احمقا رو بگو که تو این برف رفتن استادیوم! (اون بازی من و رضا و پیمان رفته بودیم) حالا دیگه اومدیم اینجا و اگه برگردیم می‌شیم استاد دانشگاه یا یه چیزی شبیه این! نمی‌دونم دیگه می‌شه رفت استدیوم و ادموند بزیک رو تشویق کرد؟ می‌شه گفت عقاب آسیا با ماست؟ می‌شه گفت ۱-۲-۳-۴-۵-۶-شیش‌تاییاش؟

به هر حال فعلا که افندی مصطفی رو عشق است!


کلمات کلیدی: