پرسپولیس یا استقلال؟
ساعت ٤:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱۱ 

بچه دبستانی بودم شاید دوم. تو بالکن خونه مادربزرگم با دایی‌ام نشسته بودیم و گپ می‌زدیم. موضوع صحبت: استدیوم امجدیه! قهرمانای داستان: ضیا عربشاهی و عباس کارگر و بهروز سلطانی و .... . من پرسپولیسی شدم! نسبت ۲۰ به ۵ پرسپولیسی به استقلالی‌های کلاسمون هم در تثبیت علاقه‌ام موثر بود. (خرد جمعی!)

من: مامان من می‌خوام برم استدیوم!

مامان: پسرم استادیوم نه استدیوم! ضمنا اونجا جای آدمای بی‌تربیت و لاته. شما که اینجوری نیستی. هستی؟!

من: نه!

نتیجه: گفتن نداره!

دبیرستانی بودم شاید دوم. تو کلاس با علی رهبری صحبت می‌کردیم. گفت می‌خواد ۵ شنبه بره استدیوم آزادی با باباش. گفتم منم بیام؟ گفت آره به بابام می‌گم تو رو هم برمی‌داریم سرراه. بازی پرسپولیس-کشاورز. کاپیتان امروز پرسپولیس گل سرسبد کشاورز آقا سیروس اون روز بود. یادم نیست که بردیم یا مساوی شد. مهم نیست. مهم اینه که رفتم استدیوم.

امروز ۲۰ سال از اون خاطره بالکن می‌گذره. دایی‌ام زن گرفت. زنش فوت کرد. مادریزرگم هم مرحوم شد. اما چه ربطی داره؟ هنوزم قرمزته!


کلمات کلیدی: