مام میهن
ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢٩ 

دوستی در پیامی به به زمین گذاشتن اسلحه و برداشتن قلم توسط من اشاره کرده. اونم منی که سربازی رو هم در سازمان مدیریت خدمت کردم! داداش اونی که دست ما تو ایران می‌دیدی بیل بود نه اسلحه. ما یه عمر با افتخار معماری می‌کردیم و نهارها رو چلوکبابی سر خیابون خوش می‌خوردیم. بعد یه تز نوشتیم و اول تز هم این شعر رو نوشتیم که خدایی خیلی باهاش حال می‌کنم:

عاقبت ای خاک جان‌بخش وطن می سازمت     گر هزاران ره شوی ویرانه من می‌سازمت

گاه بیلم در کف و گاهی قلم یعنی که من       با قلم یا بیل ای  خاک  وطن  می سازمت

کسی می‌دونه شاعر این شعر کیه؟


کلمات کلیدی: