ماهيت آمريکا
ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٧ 

کتاب

آمار دقیقی از کتابخوانی مردم آمریکا ندارم ولی تجربه‌ای که از برخورد با مردمش داشتم بهم می‌گه اینجا خیلی ملت بیش از ایران کتاب می‌خونن. البته شاید این هنری نباشه و اکثر ملل بیش از ایرانی‌ها کتاب بخونن. انتشاراتی‌های علمی که خوب اکثرا امریکایی هستن. تعداد عناوینی هم که منتشر می‌کنن سر به فلک می‌زنه. از اون طرف کتاب‌های رمان و جیبی و این چیزا هم خیلی طرفدار داره. تو مترو خیلی‌ها همین که می‌شینن یه کتاب از کیفشون در می‌یارن و شروع می‌کنن خوندن. اصلا هم فرهیخته و اینا نیستن‌ها اما کتاب رو حتما تو برنامه دارن. یادمه یه بار تو هیوستون بحث می‌کردیم با یه جمع آمریکایی که هیچ کدوم بالاتر از دیپلم نبودن و همه هم فرض کن سرپرست کارگاه با تیپ‌های گاوچرونی و اینا. دیدم همشون تو بحث استناد می‌کنن به یه سری کتابایی که قبلا خوندن! جدا تو این مایه‌ها که فرض کن بری بقالی بعد طرف بشینه باهات راجع به علل نهضت مشروطه بحث کنه با استناد به کتاب فلان و بهمان.

القصه این ملت کتاب زیاد می‌خونن. قیمت کتاب هم بالاست. این ترمی من یه کتاب خریدم ۱۴۰ دلار و یه کتاب دست دوم رو ۴۵ دلار. تقریبا هم برای کتاب‌های درسی باید رو متوسط ۱۰۰ دلار حساب کنی. البته راهای کمی برای پیچوندن و نخریدن کتاب هست که من اقلا استفاده نمی‌کنم.

* برادران و خواهران در جریان باشن که بنده امروز فتح‌الفتوح کردم و برای اولین بار بعد از ۱۴ ماه در آمریکا رفتم سلمونی! اونا که آمریکا هستن که می‌دونن چه شکلی شدم. اونا هم که ایران هستن اولین پسر بچه دبستانی رو که دیدن انگار منو دیدن! (مثلا یه کم کوتاه‌تر از این آقاهه!) ناقابل ۱۵ دلار پول دستمزد دادم و ۲ دلار هم انعام!


کلمات کلیدی: