مادربزرگ چینی
ساعت ٥:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٤ 

داستان زیر واقعی است (اصولا من داستان نویس نیستم که این داستان خیالی باشه!):

یک بچه در چین مادرش را در ۴ ماهگی از دست می‌دهد. پدرش ناراحتی روانی دارد. مراقبت از بچه به عهده مادر بزرگ می‌افتد. نزدیک خانه یک رودخانه خروشان است. مادربزرگ بیرون از خانه کار می‌کند. نتیجه اخلاقی: بچه فوق الان ۶ ساله است و به جای حرف زدن بع‌بع می‌کند! چرا؟ چون مادربزرگ وقتی می‌رفته بیرون بچه رو می‌بسته به درخت! و همبازی بچه بز خونه بوده!

حالا من می‌گم برید قدردان مادراتون باشید هی منو مسخره کنید. ببینید عاقبت یتیمی رو و درس عبرت بگیرید!


کلمات کلیدی: