مادر
ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٢ 

روایت است که روزی در صحن مسجدالحرام جوانی اعرابی رسول خدا را دید. جوان مادر خود را به دوش گرفته بود و طواف می‌داد و به همین علت عرق از سر و روی او روان بود. زیارت رسول خدا در حال خدمت به مادر این سوال را برای جوان مطرح کرد که آیا توانسته محبت‌های مادرش را جبران کند؟ سوال پرسیده شد و جواب رسول خدا تقریبا منفی بود. (ظاهرا فرموده‌اند به قدر بخشی از درد و ناراحتی زایمان هم جبران نکرده‌ای) سوالی که همیشه با یادآوری این روایت در ذهن من نقش می‌بندد این است: من که مادرم را به زیارت خانه خدا نبرده‌ام او را به روی شانه‌های خود طواف نداده‌ام حتی کار ساده‌ای که بتوانم مثل آن عرب حداقل به آن استناد کنم هم نکرده‌ام من چگونه جبران کنم؟ آیا دیر نیست؟ آیا این امکان فراهم می‌شود؟ آیا این توفیق را می‌یابم؟

رفقا قدر مادراتون رو بدونید. باور کنید آنها فرشته هستند و بهتر است بگویم حتی بالاتر. بیاییم و قدردان همه کارهایی باشیم که برای ما کرده‌اند و می‌کنند. بیاییم و ارادت و تواضع خود را نسبت به آنها در مقابل همه نشان بدهیم. بیاییم و حداقل ثابت کنیم که می‌فهمیم و ادب سپاسگزاری را از آنها آموخته‌ایم. در این ماه عزیز برای سلامتی و سعادت و طول عمر مادرانمان دعا کنیم.


کلمات کلیدی: