ماست
ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢٥ 

اکثر دوستان می دونن که من چند وقته که به یک شهر دیگه آمریکا اومدم. تو این شهر جدید چند روزی دنبال گوشت حلال و این چیزا می گشتم. به قول رضا مارمولک : اگر این اسلام عزیز دست و پای ما رو نبسته بود......

  بالاخره چندتا مغازه برادران سگ سنی رو پیدا کردم و ماست و پنیر و نون تازه هم خریدم تا مثل کوکب خانم سفره بندازم! بعد هم زنگ زدم به دوستان مقیم دهات تگزاس که تازه من کالباس ذبح اسلامی هم خریدم!

خدایی اما یک لحظه فکرشو بکنید: ما اینجا از این که ماست شبیه ماست ایرانی و یا کالباس پیدا کردیم خوشحال می شیم!

تفو بر تو ای چرخ گردون تفو.


کلمات کلیدی: