ما ز بالاییم و بالا می‌رویم
ساعت ۸:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٠ 

ترم هشتم که بودم یه درسی داشتم به اسم راه‌آهن که اختیاری بود و دو واحدی. درس ساده‌ای که آخرش هم نمره خوبی ازش گرفتم. استاد درس یه آدم ساده و بی‌تکلفی بود که در نگاه اول به استادی نمی‌خورد ولی تنها استاد تمام گروه عمران بود. حضور در کلاسش اختیاری بود و من سعی می‌کردم به خاطر احترام بهش برم سر کلاس چون واقعا شده‌بود که من وارد کلاس می‌شدم و می‌دیدم یک نفر دیگه سر کلاس نشسته. (سر امتحان اقلا ۳۰ نفر نشسته بودن) این آدم نجیب اسمش هاشم مهرآذین بود. هاشم مهرآذین چند روز پیش درگذشت. جالبه که احمدی‌نژاد هم رفته تو ساختمون فنی و در مراسمش شرکت کرده چند لحظه. راستش دلم گرفت وقتی شنیدم این استاد هم رفت. دادمان هم چند وقت پیشا رفته بود. یاد همشون به خیر. خدا رحمتشون کنه.

* آقا بحث دین و این حرفا فعلا تعطیله. دم همه شرکت‌کنندگان در بحث گرم. لازمه بگم همه اونا که نظر دادن برای من عزیزن و رفیق. برخی خوانندگان با توجه به بعضی لحن‌ها فکرکرده بودن سیستم روکم کنی و از این حرفاست!


کلمات کلیدی: