ما حکم به العقل حکم به الشرع؟
ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٩ 

 رابطه عقل و شرع به دلیل زیبایی و شمول بحث به نظرم ارزش طرح داشت و قرار نبود که چیز جدیدی مطرح بشه. قرار بود من نظرم رو بگم و ببینم سوال‌های جدید چیه. خوشبختانه چندتا از دوستان سوال مطرح کردن و بعضی هم با مسنجر بحث رو با من پی‌گیری کردن. من این دفعه فقط به سوال‌ها جواب می‌دم و به انتقادهای تند کاری ندارم.

سوال حسین. داستان وبلاگت رو خوندم و همونجا هم گفتم که کشتن بچه حرام‌زاده هم اشتباه بعدی اون فاحشه بوده. در این مورد هم حکم به شرع و هم عقل. (تا جایی که من می‌فهمم.)

سوال ۱ کوروش. من ارتباطم با خدا مثل بقیه است. این قسمت بدیهی جواب. این‌که از کجا می‌فهمم این دینی هست یا نه که مثنوی هفتاد من می‌شه اما یه نکته بگم: تفسیر دین رو از کسی که با دین کاسبی می‌کنه نپرس. عقل این‌جا کار می‌کنه. من هم نمی‌گم عقل تعطیل. معمولا متدینین به مشکلی که گفتی نمی‌خورن که نفهمن این اصلا دینی هست یا نه. معمولا بحث سر جزییاته. اگر اشکالات کلی داری در این مورد بگو.

سوال ۲ کوروش. در حوزه شخصی رو که تو هم قبول داری. یه اشکالی که هست بعضی چیزها از نظر دینی خیلی شخصی نیست. مثلا تو لباس هرچی دلت خواست نمی‌شه بپوشی اما این حوزه به جز بحث حجاب این قدر وسیعه که معمولا کسی باهاش اصطکاک نداره. دین در جامعه کاملا نقش داره و حتی سیاست. الگوی ذهنی من برای سیاست‌مداری دینی چیزی شبیه الگوی ایده‌آل حکومت صالحان هست که اون بحث خودش رو می‌طلبه.

سوال ۳ کوروش. بله. اگر دین گفته حرام دیگه حرامه. اگه یه جمع پزشک بگن شراب حلاله از نظر من هیچ ارزشی برای پیروی نداره. نکته‌ اصلی بحث رو هم وبلاگ‌نویس گفته. قسمت دوم این سوال و اون یک چیز دیگه که در ادامه گفتی به بحث ضرورت و امکان به‌روزآوری دین بر‌می‌گرده. اینو در ماه آینده می‌نویسم به امید خدا.

سوال مهندس کرمانی. پیامبران شناخته شده همه از خاورمیانه هستن. آمریکا و اروپا هم پیغمبر نداشتن. مهم‌ترین بحث اینه که از نظر من ملیت پیامبران اصلا مهم نیست و در ثانی تمدن خاورمیانه‌ای بستر ظهور و گسترش تفکر دینی رو فراهم می‌کرده. اگر این بستر نباشه مثل درس دادن نسبیت در دبستان می‌شه دعوت انبیا.

امیدوارم تا حدودی ابعاد بحث رو حداقل باز کرده باشم و نظراتم رو صریح گفته باشم.


کلمات کلیدی: