مازاد
ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٦ 

یکی از دوستان شعر جالبی فرستاده برام حیفم اومد نذارمش (فارسی را درست بنویسم!) اینجا. اینه که این مازاد بر کار روزانه هستش. شاید در آینده هم مطلب باحال دیدم و فرستادم.

 خواستم زنده بمانم غم  ياران  نگذاشت        خواستم غم نخورم غصه هجران نگذاشت

 خواستم دست به  هر کار  خلافي بزنم         ايه خوف فمن يعمل قران   نگذاشت

خواستم کاخ بسازم که کشد سر به فلک،         ديدن کوخ  نشينان بيابان   نگذاشت.


کلمات کلیدی: