مازاد
ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۳٠ 

یکی از دوستان که متوجه غیبت یک روزه من در این وبلاگ شده از طریق مسنجر پیغام داده که اگه موضوع کم آوردی می‌تونی در مورد ابعاد شخصیتی من بنویسی! پیش‌بینی هم کردن که اقلا ۱۰۰ روز رو پر می‌کنه. بنده نام نمی‌برم اما خانواده ایشون (البته بنده به پدر و مادر بزرگوارشون ارادت ویژه دارم) همه مهندسن به جز حاج مرتضی! 


کلمات کلیدی:
 
ماهيت آمريکا
ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۳٠ 

معماری

معماری هم از جمله نقاط قوت آمریکاست. بسیاری از معماران معروف جهان در حال حاضر آمریکایی هستند یا در آمریکا کار می کنند. این قوت به ویژه در ساختمان های بلندمرتبه نمود دارد. معماری نقاط مختلف آمریکا متفاوت و متاثر از مهاجران اولیه و ساکنان فعلی و آب وهوای ناحیه است . مثلا گفته می شود معماری واشنگتن شبیه معماری فرانسوی و معماری بوستون شبیه اروپای مرکزی است. ساختمان های با سقف شیبدار و تراس و باغچه جلو و پشت خانه تیپ رایج همه جای امریکاست. یکی از تفاوت های برجسته معماری اینجا به نظرم موضوع  Drive-Thru است.به این معنا که بانک ها و کافی شاپها و ساندویچیها و مانند آن به شما خدمات ارایه می کنند بدون آنکه شما اتومبیل خود را ترک کنید.

شهرسازی هم مثل معماری آمریکا قوی است. البته مجددا یادآوری می کنم که آمریکا موضوع ساخت و ساز در بافت تاریخی و کوچه های تنگ قدیمی و امثال آن را ندارد که دشواری خاصی به شهرسازی بدهد. شهرها همه جدیدند. شاید بوستون که مثلا قدیمی است 300-400-سال قدمت داشته باشد. به هرحال نکته مثبت در تفکیک شدن نواحی شهر است. شهرهای بزرگ آمریکا جایی به اسم Down Town دارند که اداره ها و شرکت ها و هتل ها و برجهای مسکونی در آن متمرکز است. از سوی دیگر نواحی مسکونی که همگی ویلایی هستند هم جداست. آپارتمان نشینی بستگی به سرمایه شما دارد. همه جای شهر ممکن است آپارتمان پیدا شود اما تاجایی که من فهمیده ام اگر پول داشته باشید ویلا می خرید نه مثل تهران که عده زیادی آپارتمان را ترجیح می دهند. فروشگاه ها و بازارها معمولا کنار هم هستند. البته در این مورد جداگانه خواهم نوشت. نکته ویژه ای که می خواستم اشاره کنم موضوع کاخ سفید است. کاخ سفید این عکس پایین است نه آن چیزی که تلویزیون ایران نشان می دهد.

*امروز درحال روزه داری سوار اتوبوس بودم که یک خانم مسن (توجه شود که ایشان مسن بودند) سوار شد. من جایم را به ایشان دادم که بنشیند. حکم این قضیه چیه؟ ثواب داره یا نه؟

 


کلمات کلیدی:
 
ماه رمضان رو دریابیم تا تموم نشده
ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸ 

خدایا آن روز که گناه در چهره‌ها پدیدار می‌شود و موها ریسمان پاها می‌گردد از تو امان می‌خواهم و ایمنی می‌طلبم.


کلمات کلیدی:
 
مارکتينگ!
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٧ 

بازاريابي

در دانشگاه استنفورد ، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاریابی به دانشجویان خود بود .......

1)      شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی مستقیم

 2)       شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون   ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره ،به شما اشاره می کنه و می گه : " اون پسر ثروتمندیه ، باهاش ازدواج کن" ، به این می گن تبلیغات

 3)      شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین ، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی تلفنی

 4)      شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش   ، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین ، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین ، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین : " در هر حال ،من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج
می
کنی؟ "   ، به این میگن روابط عمومی 

 5)      شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه : "شما پسر ثروتمندی هستی ، با من ازدواج می کنی؟ "   ، به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری 

 6)      شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه ، به این میگن پس زدگی توسط مشتری

 7)      شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه ، به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا

 8)      شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که حرفی بزنین ، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا

 9)      شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که بگین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، همسرتون پیداش میشه ، به این میگن منع ورود به بازار 

با تشکر از الهه خانم برای ارسال مطلب


کلمات کلیدی:
 
ماهيت آمريکا
ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٧ 

کتاب

آمار دقیقی از کتابخوانی مردم آمریکا ندارم ولی تجربه‌ای که از برخورد با مردمش داشتم بهم می‌گه اینجا خیلی ملت بیش از ایران کتاب می‌خونن. البته شاید این هنری نباشه و اکثر ملل بیش از ایرانی‌ها کتاب بخونن. انتشاراتی‌های علمی که خوب اکثرا امریکایی هستن. تعداد عناوینی هم که منتشر می‌کنن سر به فلک می‌زنه. از اون طرف کتاب‌های رمان و جیبی و این چیزا هم خیلی طرفدار داره. تو مترو خیلی‌ها همین که می‌شینن یه کتاب از کیفشون در می‌یارن و شروع می‌کنن خوندن. اصلا هم فرهیخته و اینا نیستن‌ها اما کتاب رو حتما تو برنامه دارن. یادمه یه بار تو هیوستون بحث می‌کردیم با یه جمع آمریکایی که هیچ کدوم بالاتر از دیپلم نبودن و همه هم فرض کن سرپرست کارگاه با تیپ‌های گاوچرونی و اینا. دیدم همشون تو بحث استناد می‌کنن به یه سری کتابایی که قبلا خوندن! جدا تو این مایه‌ها که فرض کن بری بقالی بعد طرف بشینه باهات راجع به علل نهضت مشروطه بحث کنه با استناد به کتاب فلان و بهمان.

القصه این ملت کتاب زیاد می‌خونن. قیمت کتاب هم بالاست. این ترمی من یه کتاب خریدم ۱۴۰ دلار و یه کتاب دست دوم رو ۴۵ دلار. تقریبا هم برای کتاب‌های درسی باید رو متوسط ۱۰۰ دلار حساب کنی. البته راهای کمی برای پیچوندن و نخریدن کتاب هست که من اقلا استفاده نمی‌کنم.

* برادران و خواهران در جریان باشن که بنده امروز فتح‌الفتوح کردم و برای اولین بار بعد از ۱۴ ماه در آمریکا رفتم سلمونی! اونا که آمریکا هستن که می‌دونن چه شکلی شدم. اونا هم که ایران هستن اولین پسر بچه دبستانی رو که دیدن انگار منو دیدن! (مثلا یه کم کوتاه‌تر از این آقاهه!) ناقابل ۱۵ دلار پول دستمزد دادم و ۲ دلار هم انعام!


کلمات کلیدی:
 
مازاد
ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٦ 

در خبرها خواندم که مهندس بی‌طرف وزیر نیروی دولت سیدمحمد خاتمی سکته قلبی کرده. روز جشن فارغ‌التحصیلی خودم یادم اومد که این بنده خدا به جای آقای خاتمی (قرار بود خاتمی بیاد اول) اومد و سخنرانی کرد. خاتمی از ترسش که دانشجوها یه حال اساسی بهش بدن گفته بود نمی‌یام! مهندس بی‌طرف اومد و سخنرانی کرد. به جرات می‌تونم بگم ۵درصد سالن هم بهش گوش نمی‌داد! خلاصه ایشون رو مظلوم گیر اورده‌بودیم. اخیرا هم دخترشون رو دیدم که با همسرشون اومدن تگزاس برای دکترا. طفلکی الان تو چه حالیه. برادران کالج‌استیشن بهتر می‌دونن. امیدوارم ایشون خوب بشن و باز در خدمت ملت باشن.


کلمات کلیدی:
 
ماهیت آمریکا
ساعت ٤:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٦ 

فیلم

آمریکا قلمرو هالیوود است. طبیعی است که از در و دیوار این کشور این موضوع نمایان باشد که هست. فیلم‌های هالیوود به چند شکل عرضه می‌شود: اول به روی پرده سینماها. بلیط سینما قیمت‌های مختلفی دارد اما متوسط فرض کنید ۱۰ دلار. بعد از ۲-۱ ماه همان فیلم با پشت صحنه و مصاحبه با عوامل تهیه به صورت دی.وی.دی عرضه می‌شود که قیمت اینها هم متغیر است متوسط ۱۵ دلار. در کنار این دو مجموعه اصلی ویدیوکلوپ وجود دارد که فیلم اجاره می‌دهند. یک کار متفاوت هم در آمریکا می‌شود و آن هم پست کردن فیلم است. شما مشترک می‌شوید بعد مثلا ۳ فیلم برای شما ارسال می‌شود. آنها را می‌بینید و با پست برمی‌گردانید. مجددا ۳ فیلم دیگر و این کار ادامه دارد تا شما خسته شوید یا بی‌پول!

به نظر من این عرصه جایی است که ایران و کلا همه کشورهای جهان به شدت جلوی آمریکا کم اوردن. هالیوود عملا مبلغ اساسی آمریکا و فرهنگ این کشور در جهان شده و بقیه کار خاصی در زمینه فیلم نتونستن بکنن. طبیعی است که محدود کردن نمایش که جواب نمی‌ده. این طرف کارگردان آمریکایی با فیلمش تو رو وادار به تحسین قهرمان فیلم می‌کنه که مثلا خلبانه از اون طرف هم که کارگردانان عزیزی مثل کیارستمی و دار و دسته پیدا می‌شن که فیلماشون سیاه‌نمایی محض کشور ایرانه. این‌جاهاست که داد گروهی از دست خاتمی و وزارت ارشادش در می‌یاد که اگر کاری نمی‌تونی بکنی که مثل آمریکا فیلم بسازی اقلا نذار تخته‌‌سیاه مخملباف نماینده سینمای ایران باشه.

*آقا داغ دلم تازه شده بود سیاست و فیلم و همه‌چی قاطی شد.


کلمات کلیدی:
 
ماهيت آمريکا
ساعت ٥:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٥ 

من فردا امتحان دارم برای همین فقط چند مورد جا مونده از قبل رو امروز میگم تا به امید خدا ببینم فردا چی می‌شه.

۱) خالکوبی بخش بسیار مهمی در ظاهر یک آمریکایی هست. شما ممکنه کسی رو ببینید که کل دستاشو خالکوبی کرده به گونه‌ای که انگار آستین داره تی‌شرتش. باحال‌ترین خالکوبی که من دیدم امضا روی گردن بوده.

۲)گوشواره و میله و سیخ و میخ هم به گوش و لب و دماغ و ابرو فرو کردن که مشمئزه واقعا

۳)در بحث رسانه فیلم مونده که اون رو فردا جداگانه می‌نویسم.


کلمات کلیدی:
 
مازاد
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٤ 

یه عزیزی با موتورهای جستجو (!) دنبال مطلب راجع به مدل موی بچه بوده و اومده این وبلاگ رو دیده!‌ بنده عذرخواهی می‌کنم که در این مورد چیزی ننوشتم. شما رو به وبلاگ مشق روز ارجاع می‌دهم. ایشون ممکنه در این مورد هم مطلب داشته باشه. به هر حال ایشون متاهل هستن!


کلمات کلیدی:
 
ماتم مولا علي و ... قسمت ۲
ساعت ٦:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٤ 

آقا من این پرسش مهری که خودم مطرح کردم (!) رفته رو اعصابم. داشتم تو وبلاگها می‌چرخیدم ببینم بقیه حرفی زدن یا نه دیدم یه جای دیگه هم به همین موضوع عدم مشارکت مولا علی و پسرانش در کشورگشایی‌های صدر اسلام اشاره شده. این خیلی صدر و ذیلش جور در نمی‌یاد. می‌شه امام علی چاه بزنه تو مدینه مثلا بعد سپاه اسلام مثلا در حال جنگ با یزدگرد سوم باشه؟ از اون طرف چرا از این اتفاقات خیبری مولا علی خبری نیست در این جنگ‌ها؟ این موضوع مهم رو چرا هیچ‌کس پی‌گیری نمی‌کنه؟ اصلا ببینم این مهمه برای بقیه یا فقط برای من مهم شده؟ دوستان عنایت داشته باشن که من بیکار نیستم‌ها! دوتا امتحان دارم و ... . اما ذهن جستجوگره دیگه چه می‌شه کرد!


کلمات کلیدی:
 
مانده‌ام سخت عجب
ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۳ 

بحث امام علی و چگونگی شیعه شدن ایرانی‌ها به قوت خودش باقیست. از همه دوستان هم خواهش دارم که نظرشون رو بگن. اما امروز یه مطلبی دیدم که دیدم اصلا جا نداره ازش بگذرم. آقای احمدی‌نژاد در سخنرانی مراسم سالانه جامعه اسلامي مهندسين مطالبی گفتن که من خلاصه‌اش رو نقل می‌کنم از روزنامه اعتماد ملی.

....خدا حتما بايد براي مردم قرن 14 كوه را بشكافد و شتر از آن بيرون بياورد تا باور كنيم؟! كه اين افراد بازهم باور نخواهند كرد. وي اضافه كرد:بزرگ‌‏تر از اين معجزه در تاريخ آيا سراغ داريد به اين كه اين ملت 27 سال ايستاده و مقاومت كرده و دشمنان هر روز ذليل‌‏تر مي‌‏شوند؟! اين معجزه نيست؟!.... ....درست به همين خاطر وسط ماجراي لبنان عليه ما قطعنامه صادر كردند و در حالي كه ما داشتيم پيشنهاد آنها را بررسي مي‌‏كرديم اما خدازدشون و همه چيز تمام شد. ديگر غلط مي‌‏كنند كه به ذهن‌‏شان برسد به جمهوري اسلامي نگاه چپ كنند.........وي با تصريح بر اين كه دشمن هيچ وقت با ما درگير نخواهد شد، گفت: حمله به ايران كشك است. آنها عزا گرفته‌‏اند چون آبرويشان را در خطر مي‌‏بينند. متاسفانه پاي شوراي امنيت را هم وسط كشيده‌‏اند و عليه ما قطعنامه صادر مي‌‏كنند و حالا مشكل‌‏شان دو تا شده و نمي‌‏دانند اين قضيه را چگونه جمع كنند.


کلمات کلیدی:
 
ماتم مولا علی و شيعه شدن ايران و ....
ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٢ 

امروز صبح داشتم به این فکر می‌کردم که اصولا تاثیر امام علی در شیعه شدن ایرانی‌ها در زمان خودش چقدر بوده و بعد از خودش چقدر. البته راستش تو همون قسمت اول موندم. اصلا امام علی وقتی عمر به ایران حمله کرد کجا بود؟ قطعا عربهای اون موقع جنگجویی ایشون رو که قبول داشتن و جنگ با ایران رو هم که مهم می‌دونستن. پس ایشون چرا فرمانده سپاه نبود؟ سوال بعدیم این بود که چرا امام وقتی به خلافت رسید اومدن کوفه رو انتخاب کردن؟ می‌گن چون مرکزیت بهتری داشت به لحاظ جغرافیایی در جهان اسلام اما مگه ایران که اون موقع ظاهرا بخشی از این قلمرو بوده چه نقشی داشته؟ اصلا من یادم نمی‌یاد که امام علی هیچ‌جا به ایران اشاره کرده باشه در مثلا نهج‌البلاغه یا حاکم مثلا فرستاده باشه. راستش کم کم دارم به این نتیجه می‌رسم که شیعه شدن ایرانی‌ها از حب علی نبوده بلکه از بغض معاویه بوده. لطفا اگه اشتباه می‌کنم راهنمایی کنید.


کلمات کلیدی:
 
مازاد
ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٢ 

این روزا به نظرم روز حافظ بود. به علت گرفتاری نشد که مطلبی بنویسم. من هم مثل خیلی از جوونا خاطرات زیادی از حافظ دارم. در زیر یکی از غزل‌های قوی حافظ رو گذاشتم. راستش واقعا انتخاب یک غزل از حافظ سخته اما به هر حال این از خوبهاش هست:

در خرابات مـغان نور خدا می‌بینـم
این عجب بین که چه نوری ز کجا می‌بینم
جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو
خانـه می‌بینی و من خانه خدا می‌بینم
خواهـم از زلف بتان نافه گشایی کردن
فـکر دور است همانا که خطا می‌بینم
سوز دل اشک روان آه سحر ناله شـب
این همـه از نظر لطف شما می‌بینـم
هر دم از روی تو نقـشی زندم راه خیال
با که گویم که در این پرده چه‌ها می‌بینم
کس ندیده‌ست ز مشک ختن و نافه چین
آن چه من هر سحر از باد صبا می‌بینـم
دوسـتان عیب نظربازی حافظ مکـنید
کـه مـن او را ز محبان شما می‌بینم


کلمات کلیدی:
 
ما رو هم از قلم نندازين
ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٢ 

شبهای قدر این شبهای عزیز و مهم دارن میان. حالا دقیقا کی هست و کدومه مهم نیست به نظر من. این که ما به خاطر اعتقادی که به ماوراالطبیعه داریم میشینیم و از معبودمون با خواهش و التماس می‌خواهیم که سرنوشت سال آینده ما رو سرشار از خوبی‌ها قرار بده مهمه. این شبها با یاد مولا علی هم همراه شده و خلاصه برای ما که ادعای تشییع داریم و خدا رو به شان تک‌تک امامان قسم می‌دیم شبهای بسیار مهمی هست. آقا از همه التماس دعا دارم از بچه‌هایی که از تهران این وبلاگ رو می‌خونن بیشتر از بقیه. از بچه‌های باحال آستین و کالج‌استیشن از مومنین مقیم اسلو از ال.ای نشینا از گنده‌لات بالتیمور از حاج حسین‌ آقا خلاصه از همه التماس دعا دارم و ازشون می‌خوام در این شبهای عزیز من رو هم بزارن تو لیست. برای آزادی همه زندانیان (خاصه زندانیان سیاسی) برای همه یتیمان برای محفوظ موندن ایران از شر دشمنان و از همه مهم‌تر برای ظهور آقا امام زمان دعا کنید.


کلمات کلیدی:
 
ماهيت آمريکا
ساعت ٧:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۱ 

رسانه

بحث روزنامه های آمریکا مبحث تخصصی و سنگینی هست. به نظرم می یاد که خیلی پیچیده عمل می کنن در هدایت افکار عمومی. بگذریم. روزنامه های مهم آمریکا رو می شه اینا دونست: New York Times, Washington Post, Boston Globe, Houston Chronicle, USA Today.  مهم ترین مشخصه این روزنامه ها سطح خیلی حرفه ای هست که دارن. (هیچ کدوم در قواره روزنامه کیهان نیستن البته) می شه خط فکری کلی این روزنامه ها رو تقریبا تعیین کرد و حدس زد که در مورد یک موضوع هر کدوم چی می گن. روزنامه های محلی و دانشگاهی و اینا رو هم داریم که خوب کاملا در سطح دیگر و با هدف دیگری ارایه می شن. مثلا ماشین دودی بوستون واسه خودش روزنامه داره. مجله های اینجا هم به اندازه کافی معروف هستن. Time چند وقت پیش عکس احمدی نژاد رو زده بود روی جلدش و یه مصاحبه هم باهاش کرده بود. البته عنوان کل مطلب بود: جنگ با ایران چه شکلی خواهد بود؟ مجله ها معمولا عکس هنرپیشه ها رو می زنن رو جلد و خلاصه بیشتر تو این مایه ها سیر می کنن. بحث مجله های علمی جداست و در بحث دانشگاه های آمریکا بهش می رسیم.

رسانه ها در اینجا هم در خدمت دولت هستن. افکار عمومی رو جهت می دن و بهشون می گن که دنیا رو چطور ببینن. برادر کوروش یک یادداشتی در وبلاگش راجع به نگاه نروژی ها و همکاراش داره که بد نیست مطالعه کنیدش.

* برادر هاشمی رفسنجانی وارد عرصه شد. به قول یکی از دوستان فقط هاشمی!  


کلمات کلیدی:
 
مازاد
ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٠ 
سید عطا الله مهاجرانی سلسله مطالبی را در وبسایت شخصی خودش (مکتوب) آغاز کرده در مورد سخنرانی بندیکت ۱-۱۷. اگر وقت می‌کنید حتما یه مطالعه داشته باشید. خیلی جالبه.
کلمات کلیدی:
 
مازاد اما اصل مطلب
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٠ 

یکی از دوستان می‌گفت وقتی می‌رسی به نجف احساس می‌کنی یه یتیمی اومده سر خاک پدرش. می‌گفت یه حس عجیبیه هم خوشحالی که اومدی بعد یه عمری سر خاک پدرت هم ناراحتی که چرا یتیمی.

حیف که ارزش‌های این آدم‌های بزرگ تاریخ در هیاهوی سیاست گم شده.


کلمات کلیدی:
 
ماهیت آمریکا
ساعت ٦:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٠ 

رسانه

 

من دو نوع کلی رسانه را خیلی سریع بررسی می کنم و به چند مورد در هر بخش اشاره می کنم. به جزییات آنقدر می پردازم که برای داشتن دید کلی لازم باشه. یک گروه رسانه‌ای تصویری هستن. اگر بخواهیم به خبررسانی بپردازیم باید به CNN و Fox News به عنوان دو سمبل بنگاه‌های خبری آمریکا اشاره کنم. اولی بیشتر به دنیا می‌پردازه و مثلا قراره دمکرات تر باشه. دومی به حدی تندرو است که خود آمریکایی‌ها هم بهش اطمینان ۱۰۰درصدی نمی‌کنن. یکیشون گفته‌بود: من وقتی می‌خوام اخبار خوش در مورد آمریکا بشنوم می‌رم سراغ دومی! الان مثلا Fox  داره زمان مناسب حمله موشکی به تاسیسات ایران رو بررسی می کنه و CNN احتمال و نتایج مثبت و منفی هرگونه اقدام نظامی رو تحلیل می کنه. از خبر که بگذریم باید به سریالهای اینجا اشاره کنم که بعضی هاش خیلی قشنگه و تقریبا همه می شینن و می بینن مثل Friends نکته مسخره سریال ها صدای خنده ای هست که همش روش گذاشته می شه و هر دیالوگی که گفته می شه یه 2 ثانیه سکوت هست بعدش که با صدای خنده پر می شه. یک سری مسابقه معروف هم هست که اونا هم خیلی طرفدار داره. یکیش که چند وقت قبل تموم شد American Idol بود که می خواست یک خواننده از بین همه شرکت کننده ها انتخاب کنه در همه ایالت ها بعد از امتحان خوانندگی 10 نفر انتخاب شدن. این 10 نفر در سبک های مختلف خووندن و مردم بهشون در هر مرحله رای دادن و کم کم حذف شدن با رای تلفنی یا اینترنتی مردم تا آخر یک پسر انتخاب شد. این به نظرم بهترین تضمین رو به تهیه کننده های موسیقی می ده که صدای این بابا خریدار داره. دمکراسی آمریکایی همش هم اونی نیست که تو عراق می بینیم!

روزنامه‌ها باشه واسه فردا

* همین جوری محض اطلاع می‌گم: یه نجارساختمانی ساعتی ۴۵ دلار خالص می گیره و بهترین چلوکباب ۲۰ دلاره. در ایران روزی ۲۰ هزار تومن می‌گیره و بهترین چلوکباب ۱۵ هزار تومنه!


کلمات کلیدی:
 
ماهیت آمریکا
ساعت ٥:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٩ 

ظاهر

منظور من از ظاهر موی سر و آرایش صورت یا اصلاح صورت و تمیزی و لباس است. در مورد موی سر باید گفت که من سلمونی خوب هنوز ندیدم. به شدت سریع و بی حوصله اصلاح می‌کنند و معمولا ازقیچی استفاده نمی‌کنن. مردا معمولا موهای کوتاهی دارن. کلا تنوع مدل موی مردها کمه. موی خانم‌ها رو راستش واقعا نمی‌تونم دقیق قضاوت کنم اما می‌تونم بگم چون معمولا لَخت هست اینه که باز هم مدل‌های زیادی نداره. رنگ کردن و های لایت و این چیزا اینجا هم فراوونه. در مورد اصلاح صورت اقایون باید بگم که خوب معمولا یک آمریکایی سبیل خالی نداره. ریش خیلی بلند هم نداره. به جز این دو حالت هر ترکیبی محتمل هست در انواع مسخره و جدی. آمریکایی ها تمیز نیستن. آمار تلویزیون خودشون می‌گه که حدود ۳۰٪ و بیشتر مردم آمریکا وقتی از دستشویی میان بیرون دستشون رو نمی‌شورن. اصلا مهم نیست چی کار کردن با دستشون با همون دست غذا می‌خورن. من این مورد رو خودم زیاد دیدم. در مورد لباس در قسمت‌های قبلی توضیح دادم. تنها مورد باقی مونه اینه که سیاه پوستا استیل خودشون رو دارن. مثلا شلوار جینی که می‌پوشن این‌قدر پایینه که شما نمی‌فهمی این به چی گیر کرده که نمی‌افته. خشتک سر زانو اصلا چیز عجیبی نیست. همه لباس‌هاشون هم گشاده و آویزون. بند کفش هم معمولا باز. کلاه رو هم کج می‌زارن سرشون و خلاصه کاملا مشخصن.


کلمات کلیدی:
 
مازاد اما اصل مطلب
ساعت ٤:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۸ 

بنده بد ندیدم یک آیه از مجموع ایاتی که ما در مورد مسیح (ع) داریم رو بذارم اینجا و با دلی خونین عرض کنم که در این ماه عزیز خدایا تو شاهد باش که ما به پیامبر آنان احترام می‌گذاریم و آنها پیامبر ما را به مسخره می‌گیرند. خدایا به عزت این ماه عزیز ظهور آقا امام زمان نزدیک بفرما. 

إِذْ قَالَتِ الْمَلآئِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ

اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ

وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ


کلمات کلیدی:
 
ماهيت آمريکا
ساعت ٤:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۸ 

لباس

در مورد شلوار حدس همه ما درست است. فکر می‌کنم که بیش از ۷۰ درصد جوون‌ها شلوار جین می‌پوشن. مارک‌های جین هم که همه اینجا اصل هست! از جمله <لی> که اکثرا در ایران به جای واژه جین استفاده می‌شه. مدل ها و طرح‌های جین هم که خوب محدودیت نداره. مشکل اصلی این پاره بودن شلوارهاست! وقتی ‌می‌خوای شلوار بخری می‌بینی سر هر دوتا زانوی شلوار پاره است! کفر من که در می‌یاد! قیمت شلوار جین هم مناسبه. می‌شه با ۲۰ دلار یه آبرومندشو خرید. جالبه که مارک <ماوی> ترکیه اینجا ۹۰-۸۰ دلاره. شلوار اصطلاحا ۶ جیب هم این روزا طرفدارای خودشو داره. اما اگر شلوار پارچه‌ای بپوشی یعنی مثلا مصاحبه داری اون روز یا ارایه داری یا یه چیزی تو این مایه‌ها. کفش ورزشی طبیعتا اینجا زیاد استفاده می‌شه. چیزی که برای من جالب بود تفاوت مارک متداول کفش‌ها بین اینجا و تگزاسه. اینجا مارک پوما خیلی طرفدار داره ولی در تگزاس من به ندرت می‌دیدم. دمپایی لا انگشتی <فلیپ فلاپ> هم خیلی زیاد دیده می‌شه اینجا. کفش چرمی رسمی طبیعتا همون معنی شلوار پارچه‌ای رو می‌ده. کفش های رسمی اینجا اصولا خیلی قشنگ نیستن یا حداقل من این‌طور به نظرم می‌یاد. راجع به چکمه و این چیزا هنوز نمی‌دونم چون فعلا که خبری از برف نیست.

*شنیدم باز تو دانمارک شیطنت شده و به رسول خدا اهانت شده. البته بنده دقیقا نمی‌دونم چی شده. کلا عرض می کنم که بحث هجمه به اسلام جدی است. مراقب باشیم که در هیچ حالتی بی‌تفاوت نباشیم به این مساله. این موضوع به هیچ وجه به معنی شلوغ بازی نیست اما سکوت هم جایز نیست.


کلمات کلیدی:
 
مازاد
ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٧ 
اندر تفاوت‌های خاتمی و احمدی‌نژاد یکی هم این‌که در آمریکا در زمان خاتمی همه در گفتگو با ایرانی‌ها ابراز امیدواری می‌کرده‌اند که رییس‌جمهور ایران قدرت اجرای حرفهایش را در حکومت داشته‌باشد و در زمان احمدی‌نژاد امیدوارند که او در حکومت هیچ قدرتی نداشته‌باشد!
کلمات کلیدی:
 
ماهیت آمریکا
ساعت ۳:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٧ 

یکی از موضوع‌هایی که بچه‌ها وقتی می‌یان خارج تو وبلاگشون می‌نویسن شناخت از کشور میزبان هستش. مثلا می‌گن که چرا مردم آمریکا چاقن؟ چرا تو فرانسه ملت این‌قدر به فکر تیپشون هستن و .... . من هم می‌خواستم این موضوع رو بنویسم اما جمع‌بندی خوبی نداشتم. الان یه فکرایی کردم که فکر کنم این سری مطالبی که یه چند روزی می‌خوام بنویسم برای دوستان مقیم خارج هم ارزش خوندن داشته باشه. فعلا از لباس مردم آمریکا شروع می‌کنم و از خوانندگان مقیم آمریکا می‌خوام که حتما نظرشون رو در تکمیل مطلب بنویسن.

لباس

تو ایران فکر می‌کردم ملت تو امریکا با کراوات همه‌جا می‌رن. همه با کت شلوار هستن و خلاصه شدیدا شق و رق. در حالی که واقعیت این نیست. می‌تونی کسانی رو تو دانشگاه ببینی که با لباس خواب گل‌گلی اومدن سر کلاس. تی‌شرت سهم بسیار عمده‌ای در لباس جوون‌ها داره. معمولا هم یه جمله‌ای روش نوشته که به قول آمریکایی‌ها <کول> هست! مثلا: من دکتر هستم به من اعتماد کن! (دوستان جمله‌ باحال چی دیدید؟ بگید) شلوارک هم خیلی متداوله. البته در مورد خانم ها این شلوارک در واقع این‌قدر کوتاهه که....(البته ما که نگاه نمی‌کنیم این قسمت رو دوستان تعریف کردن!) کلاه هم خیلی متداوله. تگزاس که بودم که خوب عذر شرعی داشتن! همه یه کلاه کابوی داشتن که از صبح تا شب سرشون بود. اینجا هم انواع کلاه دیده می‌شه. کلاه‌هایی که پدرم می گفت پیرمردیه اینجا متداوله برا جوونا.

ادامه دارد


کلمات کلیدی:
 
مالدن چی نداره؟
ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٦ 

من در حقیقت در شهر مالدن زندگی می‌کنم که بخشی از آن چیزی است که به منطقه بوستون معروف است. امشب در حسینیه بوستون دعوت بودیم افطار. جدا از دیدن جمع خوبی از ایرانی‌ها باید بگم که افطاری مفصلی هم دادن و من هم جای شما خالی تا تونستم خوردم. خدا از همشون قبول کنه که اطعام مساکین کردن. در راه برگشت یاد یکی دو تا متنی بودم که کوروش و پیمان اوایل ماه رمضون نوشته بودن و گفته بودن این ایام آدم شدید یاد ایران می‌کنه. راستش من که این حالت رو نداشتم اما می‌دونستم چی می‌گن. اشاره هم کرده بودن به آش و زولبیا و آهنگ ربنا و ... .

آنچه که به نظر من مالدن نداره برای من این چیزا نیست. امشب هم آش بود هم بامیا هم پنیر و گردو و شعله زرد و جمع هم ایرانی. آنچه که ایران داره و مالدن (تو بگو کلا خارج) نداره عزیزات هست. این که می‌گی مثلا یادش به خیر صبح جمعه می‌رفتیم دربند یا چه‌می‌دونم آش رشته شرکت تو ماه رمضون اینا خاطره‌اس که بهش عادت کردی. اگه از اینجا هم بری ایران می‌گی یادش به خیر عجب ویسکی توپی داشت فلان بار یا عجب حالی می‌داد قایق سواری رو می‌سی‌سی‌پی. خلاصه وطن یعنی پدر مادر عزیزان.

ایشالا همه رفقا یه روزی با افتخار برگردن پیش عزیزاشون یا عزیزاشون بیان خارج.

*ضمنا رضازاده رو عشق است. آقا من جدا حال می‌کنم با این موجود. فک کنم نمی‌فهمه ۲۲۰ کیلو یعنی چی!


کلمات کلیدی:
 
مالیات
ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٥ 
این داستان مالیات هم در آمریکا جالبه. اینجا یه مالیات هست که کاملا شبیه ایران هست و از درآمدت کم می‌شه حتی اگه این درآمد همین پول‌هایی باشه که دانشگاه بهت می‌ده. یه مالیات مستقیم هم می‌دی وقتی می‌ری خرید می‌کنی. حالا مثلا فرض کنید شما ماهی ۱۲۰۰ دلار از دانشگاه می‌گیری و می‌ذاری بانک و بعد از چند وقت برش می‌داری و می‌ری خرید. از این پول یه بار دانشگاه مالیات کم کرده یه بار از سودی که بانک بهت داده یه بار هم اون مغازه‌داره که جنس بهت می‌فروشه. خلاصه آمریکاست و مالیات! اینم بگم که سر سال که می‌شه ممکنه یه بخشی از مالیاتی که دادی رو بهت برگردونن.
کلمات کلیدی:
 
ما متهم می‌شويم چون کميسر متهم می‌کند!
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٤ 

آقا ما رو دارن تحت فشار می‌ذارن دست از عقایدمون برداریم! می‌گن بی‌خیال شو! این‌قدر مذهبی ننویس! مسجد که نیست اینجا می‌ری بالای منبر! در تازه‌ترین اقدام یکی از عناصر فریب‌خورده نفوذی که اگه لازم باشه هویتش رو فاش می‌کنم (اینو اول باید از کیهانی‌ها یاد بگیرم البته) در اقدامی انتی اگزیستانسیالیستی اسم وبلاگ من رو تو لینک‌هاش به حسینیه بوستون تغییر داده!

در مورد این اقدام چه کار می‌کنید؟ (به سبک ابراهیم نبوی به این سوال جواب بدید)

۱)تکذیب می‌کنم

۲)محکوم می‌کنم

۳)ملکوک می‌کنم

۴)منکوب می‌کنم

۵)مرجوع می‌کنم

۶) کاری نمی‌کنم


کلمات کلیدی:
 
مازاد
ساعت ٥:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٤ 
این روزا خبر اول آمریکا رسوایی جنسی نماینده جمهوری‌خواه ایالت فلوریدا است. برادرمون یه سری نامه الکترونیکی ضایع فرستاده برای بچه‌هایی که تو کنگره کار می‌کردن. توضیحاْ برای پسرها البته! این برادر جزو کمیته تدوین مقررات ضد کودک آزاری بوده (ظاهرا خودش در کودکی آزار جدی دیده) حالا هی این جورج بوش می‌ره کلیسا ! این وضع حزبش اونم وضع دولتش! نطق دروغ کالین پاول برای شروع جنگ عراق در سازمان ملل بعیده که در تاریخ تکرار بشه!
کلمات کلیدی:
 
مادربزرگ چینی
ساعت ٥:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٤ 

داستان زیر واقعی است (اصولا من داستان نویس نیستم که این داستان خیالی باشه!):

یک بچه در چین مادرش را در ۴ ماهگی از دست می‌دهد. پدرش ناراحتی روانی دارد. مراقبت از بچه به عهده مادر بزرگ می‌افتد. نزدیک خانه یک رودخانه خروشان است. مادربزرگ بیرون از خانه کار می‌کند. نتیجه اخلاقی: بچه فوق الان ۶ ساله است و به جای حرف زدن بع‌بع می‌کند! چرا؟ چون مادربزرگ وقتی می‌رفته بیرون بچه رو می‌بسته به درخت! و همبازی بچه بز خونه بوده!

حالا من می‌گم برید قدردان مادراتون باشید هی منو مسخره کنید. ببینید عاقبت یتیمی رو و درس عبرت بگیرید!


کلمات کلیدی:
 
ماساچوست و ايران!
ساعت ٧:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۳ 

اگر بخواهم از یک شباهت بین ایران و ماساچوست نام ببرم به گیجی سیاسی این دو اشاره می‌کنم. دوستان یادشونه که رقیب برادر ارزشمدار جورج بوش در دور دوم ریاست جمهوریش جان کری بود. این برادر مقیم بوستون هست. اونا هم که با جغرافیای سیاسی ایالات متحده آشنا هستن می‌دونن که منطقه نیوانگلند (که در واقع شمال شرق آمریکا می‌شه) اصولا به دمکرات بودن مشهوره مثل کالیفرنیا . حالا اینا رو داشته باشین و جمع کنید با این واقعیت که فرماندار ماساچوست یک جمهوری‌خواه اساسی هست که احتمالا برا ریاست جمهوری کاندید جمهوری‌خواهانه. اون ور هم که تو ال.ای آرنولد داره فرمانروایی می‌کنه!

ایران نیازی به توضیح نداره فکر کنم. فقط به من نگید که احمدی‌نژاد با تقلب انتخاب شد. ملت شریف و فهیم ایران ۲۲ میلیون به خاتمی رای می‌دن بعد هم ۱۹ میلیون به احمدی‌نژاد تا ثابت کنن چیزی کمتر از مردم آمریکا ندارن.


کلمات کلیدی:
 
مادر
ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٢ 

روایت است که روزی در صحن مسجدالحرام جوانی اعرابی رسول خدا را دید. جوان مادر خود را به دوش گرفته بود و طواف می‌داد و به همین علت عرق از سر و روی او روان بود. زیارت رسول خدا در حال خدمت به مادر این سوال را برای جوان مطرح کرد که آیا توانسته محبت‌های مادرش را جبران کند؟ سوال پرسیده شد و جواب رسول خدا تقریبا منفی بود. (ظاهرا فرموده‌اند به قدر بخشی از درد و ناراحتی زایمان هم جبران نکرده‌ای) سوالی که همیشه با یادآوری این روایت در ذهن من نقش می‌بندد این است: من که مادرم را به زیارت خانه خدا نبرده‌ام او را به روی شانه‌های خود طواف نداده‌ام حتی کار ساده‌ای که بتوانم مثل آن عرب حداقل به آن استناد کنم هم نکرده‌ام من چگونه جبران کنم؟ آیا دیر نیست؟ آیا این امکان فراهم می‌شود؟ آیا این توفیق را می‌یابم؟

رفقا قدر مادراتون رو بدونید. باور کنید آنها فرشته هستند و بهتر است بگویم حتی بالاتر. بیاییم و قدردان همه کارهایی باشیم که برای ما کرده‌اند و می‌کنند. بیاییم و ارادت و تواضع خود را نسبت به آنها در مقابل همه نشان بدهیم. بیاییم و حداقل ثابت کنیم که می‌فهمیم و ادب سپاسگزاری را از آنها آموخته‌ایم. در این ماه عزیز برای سلامتی و سعادت و طول عمر مادرانمان دعا کنیم.


کلمات کلیدی:
 
ماشین دودی
ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۱ 

بوستون از شهرهای تاریخی آمریکاست. البته دوستان عنایت دارن که برای آمریکا ۳۰۰ سال قبل یه جورایی ماقبل تاریخه! به هر حال این شهر تاریخی یکی از مولفه‌های جالبی که داره قطار شهری هستش. فن‌آوری این قطار فکر کنم در مقایسه با سطح فن‌آوری روز آمریکا تو مایه‌های همون ماشین دودی می‌شه برای ما! القصه این سیستم حمل و نقل شهری دارای ۴ خط قرمز و سبز و آبی و نارنجی هست. همون سیستم متروی تهران رو اینجا هم می بینیم و اینجا هم قطارها کثیفه و در ساعات شلوغ (۵-۴ بعدازظهر) نمی‌تونی سوار بشی و .... . اینجا بلیط ۱.۲۵ دلار برای هر دفعه و ۴۴ دلار برای یک ماه هست. شاید مهم‌ترین تفاوت با متروی تهران در مردمی باشه که سوار مترو هستن. اگه اینجا ببینید که یه مردی آرایش سنگین زنونه کرده یایکی دیگه لباس دریانوردای ۴۰۰ سال پیش رو پوشیده تعجب نباید بکنید. اگه سیاه‌پوستا تقریبا به جای حرف زدن داد می‌زنن نگاه چپ نکنید. اگه یکی با دوچرخه اومد تو نگید داداش خَرت رو می‌بستی دم در!

*لینک استاد لیشام رو سمت راست اضافه کردم که خوندن گاه‌به‌گاه مطالبش رو به دوستان توصیه می‌کنم. ضمنا برای سلامتی پدر بزرگوارشون هم دعا کنید لطفاً


کلمات کلیدی:
 
ما ز بالاییم و بالا می‌رویم
ساعت ۸:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٠ 

ترم هشتم که بودم یه درسی داشتم به اسم راه‌آهن که اختیاری بود و دو واحدی. درس ساده‌ای که آخرش هم نمره خوبی ازش گرفتم. استاد درس یه آدم ساده و بی‌تکلفی بود که در نگاه اول به استادی نمی‌خورد ولی تنها استاد تمام گروه عمران بود. حضور در کلاسش اختیاری بود و من سعی می‌کردم به خاطر احترام بهش برم سر کلاس چون واقعا شده‌بود که من وارد کلاس می‌شدم و می‌دیدم یک نفر دیگه سر کلاس نشسته. (سر امتحان اقلا ۳۰ نفر نشسته بودن) این آدم نجیب اسمش هاشم مهرآذین بود. هاشم مهرآذین چند روز پیش درگذشت. جالبه که احمدی‌نژاد هم رفته تو ساختمون فنی و در مراسمش شرکت کرده چند لحظه. راستش دلم گرفت وقتی شنیدم این استاد هم رفت. دادمان هم چند وقت پیشا رفته بود. یاد همشون به خیر. خدا رحمتشون کنه.

* آقا بحث دین و این حرفا فعلا تعطیله. دم همه شرکت‌کنندگان در بحث گرم. لازمه بگم همه اونا که نظر دادن برای من عزیزن و رفیق. برخی خوانندگان با توجه به بعضی لحن‌ها فکرکرده بودن سیستم روکم کنی و از این حرفاست!


کلمات کلیدی:
 
ما حکم به العقل حکم به الشرع؟
ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٩ 

 رابطه عقل و شرع به دلیل زیبایی و شمول بحث به نظرم ارزش طرح داشت و قرار نبود که چیز جدیدی مطرح بشه. قرار بود من نظرم رو بگم و ببینم سوال‌های جدید چیه. خوشبختانه چندتا از دوستان سوال مطرح کردن و بعضی هم با مسنجر بحث رو با من پی‌گیری کردن. من این دفعه فقط به سوال‌ها جواب می‌دم و به انتقادهای تند کاری ندارم.

سوال حسین. داستان وبلاگت رو خوندم و همونجا هم گفتم که کشتن بچه حرام‌زاده هم اشتباه بعدی اون فاحشه بوده. در این مورد هم حکم به شرع و هم عقل. (تا جایی که من می‌فهمم.)

سوال ۱ کوروش. من ارتباطم با خدا مثل بقیه است. این قسمت بدیهی جواب. این‌که از کجا می‌فهمم این دینی هست یا نه که مثنوی هفتاد من می‌شه اما یه نکته بگم: تفسیر دین رو از کسی که با دین کاسبی می‌کنه نپرس. عقل این‌جا کار می‌کنه. من هم نمی‌گم عقل تعطیل. معمولا متدینین به مشکلی که گفتی نمی‌خورن که نفهمن این اصلا دینی هست یا نه. معمولا بحث سر جزییاته. اگر اشکالات کلی داری در این مورد بگو.

سوال ۲ کوروش. در حوزه شخصی رو که تو هم قبول داری. یه اشکالی که هست بعضی چیزها از نظر دینی خیلی شخصی نیست. مثلا تو لباس هرچی دلت خواست نمی‌شه بپوشی اما این حوزه به جز بحث حجاب این قدر وسیعه که معمولا کسی باهاش اصطکاک نداره. دین در جامعه کاملا نقش داره و حتی سیاست. الگوی ذهنی من برای سیاست‌مداری دینی چیزی شبیه الگوی ایده‌آل حکومت صالحان هست که اون بحث خودش رو می‌طلبه.

سوال ۳ کوروش. بله. اگر دین گفته حرام دیگه حرامه. اگه یه جمع پزشک بگن شراب حلاله از نظر من هیچ ارزشی برای پیروی نداره. نکته‌ اصلی بحث رو هم وبلاگ‌نویس گفته. قسمت دوم این سوال و اون یک چیز دیگه که در ادامه گفتی به بحث ضرورت و امکان به‌روزآوری دین بر‌می‌گرده. اینو در ماه آینده می‌نویسم به امید خدا.

سوال مهندس کرمانی. پیامبران شناخته شده همه از خاورمیانه هستن. آمریکا و اروپا هم پیغمبر نداشتن. مهم‌ترین بحث اینه که از نظر من ملیت پیامبران اصلا مهم نیست و در ثانی تمدن خاورمیانه‌ای بستر ظهور و گسترش تفکر دینی رو فراهم می‌کرده. اگر این بستر نباشه مثل درس دادن نسبیت در دبستان می‌شه دعوت انبیا.

امیدوارم تا حدودی ابعاد بحث رو حداقل باز کرده باشم و نظراتم رو صریح گفته باشم.


کلمات کلیدی:
 
ما حکم....
ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۸ 
مطلب قبلی رو که نوشتم دوستان پیام‌های جالبی گذاشتن. از دوستان تشکر می‌کنم. از حضور سبز مهندس کرمانی هم که سوال جدیدی مطرح کرده تشکر می‌کنم. در جواب حسین باید بگم که این موضوع رو نه عقل تایید می‌کنه نه شرع. جواب مفصل‌تری رو فردا اگر خدا بخواد می‌نویسم. از وبلاگ‌نویس هم که جواب بحث شراب رو داده ممنونم. نظر من در این مورد دقیقا همینه. استاد کوروش هم حال داده و ۳ برابر متن سوال پرسیده. دمش گرم.
کلمات کلیدی:
 
ما حَکَمَ به الشرع....
ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٧ 

بحث رابطه عقل و شرع راسته کار سید محمد خاتمی هستش. این که کدومش اصالت داره و از این حرفا. یه حکم کلی می‌گه : هر چیزی که عقل می‌گه شرع تایید می‌کنه یا برعکس. نظر من اینه که این حکم از هر دو طرف غلطه. نگاه نکنین که برای بعضی چیزای شرعی می‌رن توجیه عقلی پیدا می‌کنن. نماز ورزشه؟!؟!؟!!؟ من فکر می‌کنم روح دین عبادته. یعنی قرار نیست تو برا همه چیز قانع بشی. قرار نیست یکی بیاد بگه خب پسرم شما هیچ ابهامی داری؟ موضوع دین اینه که یه کلیاتی رو می‌پذیری بعد بقیه‌اش تعبدی هستش. یعنی برو جلو. در مورد این‌که کدوم اصالت داره بستگی داره به موضوع. مثلا در سیاست دین دخالت چندانی نداره اما در خیلی حوزه‌ها حضور اصلی داره. جایی که بحث تقابل مطرحه اصالت با دین هست اما باید دید شما نماینده دین رو کی می‌دونید. بنابراین برا کوتاه کردن قصه و اختصاص زمان برای طرح پرسش قصه اینه: شراب حرامه این یک مورد رو با عرض معذرت عقل غیر متصلب هم تایید می‌کنه!


کلمات کلیدی:
 
مازاد
ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٦ 

یکی از دوستان شعر جالبی فرستاده برام حیفم اومد نذارمش (فارسی را درست بنویسم!) اینجا. اینه که این مازاد بر کار روزانه هستش. شاید در آینده هم مطلب باحال دیدم و فرستادم.

 خواستم زنده بمانم غم  ياران  نگذاشت        خواستم غم نخورم غصه هجران نگذاشت

 خواستم دست به  هر کار  خلافي بزنم         ايه خوف فمن يعمل قران   نگذاشت

خواستم کاخ بسازم که کشد سر به فلک،         ديدن کوخ  نشينان بيابان   نگذاشت.


کلمات کلیدی:
 
ماساچوست و همدان
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٦ 

مادرم تعریف می‌کنه که ظاهرا قدیما تو همدان و در اون خونه‌هایی که اتاقاش دور حیاط هستش اول زمستون که برف سنگین می آمده؛ بین اتاقا تو حیاط از داخل برف تونل می کندن تا از زیر برف بتونن برن و بیان! دیروز دیدم تو دانشگاه ما هم همینه وضع! تمام ساختمونا از زیر زمین با تونل به هم وصلن. آقا ما رو حلال کنین دو روز دیگه این سرمای ماساچوست (با این اسم مسخره‌اش!) ما رو نکشه شانس اوردیم.

*دوستان بحث رابطه عقل و دین رو مطرح کردن که ایشالا همین روزا یه یادداشت می زارم و روشنتون می‌کنم!


کلمات کلیدی:
 
ماهونی می‌کِشی؟
ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٥ 

ماهان کرمان به جز باغ شاهزاده و شاه نعمت الله ولی یه چیز معروف دیگه هم داره: تریاک ناب!چند روز پیش خانواده رفته بودن کرمان برای یک جشن عروسی. مادرم تلفنی از گستردگی اعتیاد تعریف می‌‌کرد و اینکه گرونی هم تاثیری در کاهش اعتیاد نداشته و بیشتر تاثیرش رو رو بقیه ابعاد زندگی برادران پامنقلی گذاشته!

دل آدم می‌سوزه وقتی می‌شنوه که فلان مرجع تقلید گفته در حد رفع اعتیاد اگه بکشید روزه هم می‌تونید بگیرید. انگار فقط تحریم تنباکو مجازه. تحریم تریاک شرعا حرام است!


کلمات کلیدی:
 
مارک
ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٤ 

آقا ما اینجا با چند تا خارجی آشنا شدیم که به نظرم یکیشون خیلی موجود بامزه‌ای هست. اصولا ایشون به تنهایی گفتگوی تمدنهاست! این مارک (اسمش همینه!) مادری آلمانی و پدری گواتمالایی داره. چندین ساله که در آمریکاست. دوست دختری داره سیاه‌پوست از اهالی کنگو. دوست صمیمیش یه ایرانیه (خودم رو عرض نمی‌کنم!) و خلاصه به زبانهای انگلیسی و آلمانی و فرانسه و اسپانیولی مسلطه تقریباً. من نمی‌دونم سید محمد دیگه چی می‌خواد! راستی اینا رو جمع بزنید با این‌که برادرمون دانشجوی دکترای دانشگاه هاروارد هستش!

*راستی مرغ شده کیلویی ۲۰۰۰تومن. تا کور شود هرآنکه نتواند دید!


کلمات کلیدی:
 
ماه در می‌ياد که چی بشه؟
ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۳ 

موضوع استهلال رو شاید اکثر دوستان شنیدن. حداقل با موضوع آشنا هستن ولی این واژه عربی رو شاید چند سال اخیر تو خبرها دیدن. این روزا دوباره این کار ساده ماه دیدن باعث شرمساری شده! واقعا مطلب خیلی ساده است باور کنیم خدا کار رو ساده کرده. بابا جان ماه رو با چشمات اگه دیدی که دیدی اگه ندیدی اونایی رو که قبولشون داری رو ببین چی می‌گن. حالا تحلیل اون وری‌ها هم که می‌خوان علما رو مسخره کنن هم جالبه. می‌گن ما چرا با عربستان دو روز فاصله داریم. آقا اگه عربستان ملاکه برات که برو مقلد بن‌باز شو و خلاص اگه نه خفه کار کن!


کلمات کلیدی:
 
ماییم و کهنه دلقی
ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢ 

چند روز قبل با پدرم راجع به سطح زندگی دانشجویی خودم و دوستانم در آمریکا صحبت می‌کردم. به نظرم بد نباشه شما هم یه فکری بهش بکنید. آنچه من می‌بینم اکثر دوستان بدتر یا بسیار بدتر از ایران روزگار می‌گذرونن. در بهترین حالت‌ها مثلا طرف یه ماشین سال ۲۰۰۰ تونسته بخره یا مثلا یه سری از ایالت‌های آمریکا رو گشته. حدس می‌زنم در ارزیابی سطح راحتی باید خیلی عوامل دیگه رو هم گذاشت مثل امکان دیدار با خانواده مثل راحتی در جامعه و ... . از طرفی وسایل زندگی هم اینجا گرونه و به واسطه زندگی مستاجری و نامعینی آینده معمولا منطقی در خرید وسایل زیاد نیست. مثلا من کلا یک تخت و یک کشو و یک موکت دارم و کل وسایل دیگری هم که دارم در دو چمدون جا می‌شه:

ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد!


کلمات کلیدی:
 
ماه رمضان
ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱ 
ماه رمضان هم شروع شد. شما که ایران هستید و حالشو می‌برید و دسترسی به نون بربری و زولبیا و پنیر ایرانی دارید که جای ما رو خالی کنید. ما هم با گوشت خوک ذبح اسلامی افطار می‌کنیم! تازه اینجا خارجه و زمان هم دیرتر می‌گذره!
کلمات کلیدی: